آغوش پدر ومادر

جوانی بر اثر جهالت از خانه می گریزد، بعد که به آغوش پدر ومادر برمی گردد، با محبت آنها مواجه می شود؛ این توبه است.
وقتی برمی گردیم به خانه ی رحمت الهی، خدا با آغوش باز ما را می پذیرد.
این بازگشت را که در رمضان برای انسان مؤمن پیش می آید، مغتنم بدانیم.
رهبر معظم انقلاب  88.6.29

آمرزش گناهان

روایت خیلی جالب و قابل تأمل از
 امام صادق(علیه السلام)

یونس ابن یعقوب از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده که امام فرمودند

"هر بدنی که چهل روز آسیبی به آن نرسد،ملعون و از رحمت خدا به دور است.

گفتم: واقعاً ملعون است؟!
فرمودند : بله
امام وقتی سنگینی مطلب را بر من احساس کردند ، فرمودند :

"ای یونس ، همین خراش پوست و ضربه خوردن و لغزیدن و چشم درد و مانند اینها بلا و آسیب برای بدن است ، نه لزوماً مصیبت ‌های بزرگ. زیرا مؤمن نزد خداوند بافضیلت ‌تر و گرامی‌تر از آن است که چهل روز بر او بگذرد و خداوند گناهان او را پاک ننماید ، و لو به یک غم پنهانی در دل که او نفهمد این غم از کجا به وجود آمده است".

"به خدا قسم، وقتی یکی از شماها سکه‌ها را در کف دست خود می‌شمارد و متوجه کمبود آن شده و غصه‌دار می‌شود، سپس دوباره شمارش می‌کند و متوجه می‌شود درست است، همین غصه کوتاه و گذرا موجب آمرزش برخی گناهان اوست.

البحار/ج76 / الوسائل/ج 7

جابجایی یک نقطه

جابجایی یک نقطه 
مرد ثروتمند که به پایان زندگی‌اش رسیده بود فرزندی نداشت،کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد: «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران»
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند.پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد؟؟؟
برادر زاده او تصمیم گرفت آن را اینگونه تغییر دهد:
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه! برای برادر زاده‌ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران.»
خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه‌گذاری کرد :
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم. نه برای برادر زاده‌ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران.»
خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد و آن را به روش خودش نقطه‌گذاری کرد:
«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه. برای برادرزاده‌ام؟ هرگز. به خیاط. هیچ برای فقیران.»
 پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:
 «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه. برای برادر زاده‌ام؟ هرگز. به خیاط؟ هیچ. برای فقیران.»
 به واقع زندگی نیز این چنین است‌:
 او نسخه‌ای از هستی و زندگی به ما می‌دهد که درآن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به روش خودمان آن را نقطه‌گذاری کنیم. از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست .

خانه دل

خانه ات که اجاره ای باشد
دائم به کودکت می گویی:
میخ نکوب!
روی دیوارها نقاشی نکش!
و مراقب خانه باش!
اما این همه مراقبت برای چیست ؟!
چون #خانه مال تو نیست؛
مال صاحبخانه ست . . .
چون این خانه دست تو امانت است.
خانه دلت چطور !؟
خانه دل
تمامش مال خداست؛
در خانه ی خدا
نقش آزار کشیدن
و میخ نامهربانی کوبیدن ممنوع
میهمانی خدا مبارک باد ...

ولادمیر پوتین .رئیس جمهور روسیه

در هنگام جنگ جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد.
وقتی به محل سکونت خود میرسد متوجه یک کامیون حامل تعدادی جنازه میشود که بسمت قبرستان میرفت وخبر دار میشود که دشمن آن منطقه را بمباران کرده است لذا برای آخرین بار قصد داشت به جنازه همشهریهایش نگاهی بیندازد که متوجه میشود کفشی در میان اجساد وجود دارد که شباهت به کفش همسرش دارد وبسرعت بسمت خانه میدود ومتوجه میشود خانه اش ویران شده لذا پس از این شوک بزرگ خود را به کامیون میرساند وآن جنازه را تحویل میگیرد که در قبرستان دسته جمعی دفن نشود وبا مراسم واحترام خاص دفن نماید ولی متوجه میشود  جنازه  همسرش هنوز نفس میکشد.
لذا او را به بیمارستان میرساند وان زن زنده میماند.
وهشت سال بعد صاحب فرزندی از آن زن میگردد.
زنی که قرار بود زنده بگور شود.
اسم کودکی که دنیا آمد ولادمیر پوتین .رئیس جمهور فعلی روسیه است.

این داستان را هیلاری کلینتون در کتابش بنام "گزینه های سخت" از خود پوتین نقل  کرده است.