در جلد پنجم بحار دوم حیوة القلوب در نوادر اخبار بنی اسرائیل روایت کرده از امام صادق(ع) که فرمود :
مرد صالحی از بنی اسرائیلی فقیر بود از خدا طلب روزی کرد در خواب به او گفته شد : دو درهم از حلال را دو سنتر داری یا دوازده درهم از حرام را ؟
گفت : دو درهم حلال را .
گفتند : زیر سرت می باشد بیدار شد برداشت رفت بازار یک درهم را داد ماهی خرید آورد خانه شکمش را پاره کرد که او را کباب کند دو دانه جواهر در شکم آن ماهی پیدا شد چهل هزار درهم فروخت
پس هر کس از حرام چشم پوشید روزیش را خداوند به اضغاف مضاعف از ممر حلال به او می رساند
حالا اهل توکل و تقوی هم نباید دست روی هم بگذارند و بگویند هر چه مقدر است به ما می رسد باید فی الجمله در مقام تحصیل و طلب باشند و از حرام هم اجتناب کنند تا خدا روزی آنها را به آنها برساند از جاهایی که گمان نمی برند و امیدواری ندارند.
مرحوم آیةاللهالعظمی بروجردی دستور دادند در بهترین نقطه هامبورگ که مسلمانان بیشتری از جاهای دیگر آلمان در آنجا حضور داشتند، یک زمین به هر قیمتی که داشت بخرند؛ کنار دریاچه هالستر، زیباترین نقطه، زمین خریدند، سنگ بنای مسجد را گذاشتند و انصافاً تا زنده بودند افراد متخصص به آنجا میفرستادند.
البته بعد از انقلاب هم افرادی که رفتند آدمهای موثری بودند. حاج میرزا حسن نوری از علمای قم و از اطرافیان مرحوم آیةاللهالعظمی بروجردی بود که میگفت، در دفتر مسجد هامبورگ، عکس آقای بروجردی را قاب کرده و به دیوار زده بودند؛ ایشان میگفت تا جاییکه من یادم میآید، 25 مرد و زن مسیحی آلمانی که آمده بودند ببینند اینجا چه خبر است، وقتی آنها را به دفتر بردند که چایی یا قهوه به ایشان بدهند، اینها فقط با دیدن عکس آقای بروجردی شیعه شدند.
یعنی وقتی این چهره و جمال نورانی را دیدند، شیعه شدند. یعنی آخوند شیعه باید یک آخوندی باشد که عکسش هم مسیحی، یهودی و زرتشتی را مسلمان کند، چه برسد به خودش.