پیام علامه حسن زاده آملی

پیام علامه حسن زاده آملی به تمام حاضرین در دنیای مجازی :

                                                                                                                                                                 

 1 - حق را با یاد کردن و تکرار کردنش زنده کنید.

2 - باطل را با ترک کردنش نابود کنید.
3 - از تصاویر حرام و غیرشرعی پرهیز کنید.
4 - از بحث‌های بیهوده بپرهیزید.
5 - از جوک‌هایی که دین و عبادات و مقدسات و اشخاص و ملت‌ها و قومیت‌ها را مسخره می‌کند، بپرهیزید.
6- مصدر نقل شایعات نباشید و قبل از نقل و انتشار هر حدیث یا روایت یا داستان و خبری از صحت آن مطمئن شوید.
7- بگذارید آن کلامی که می‌فرستید به‌نفع شما گواهی دهد نه علیه‌تان.
8- خودتان را کلید خیر و قفل شر قرار دهید.
9- هر متنی و پیامی که می‌فرستید به‌منزله تأیید و با امضای شماست. نگو که به من رسیده و کپی کرده‌ام.
10- تمام سعی خودتان را برای استفاده بهینه از این تکنولوژی به کار بگیرید و از آن برای دعوت الی اللّه و امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مسائل دینی و فرهنگی و علمی و آموزشی استفاده کنید یعنی به‌عنوان یک اصلاحگر به‌تمام معنا، و نیت خودتان را درست و خالصانه کنید.
11- برای بیان حق مجاملات و رودربایستی را کنار بگذارید٬ دین و حق بر هر چیز مقدم و شایسته‌تر هستند.
12- تصویر پروفایل شما و پیام‌هایتان معرف شخصیت شماست.

شگرد شیطان....

شگرد  شیطان....

وقتی می خواهیم بوته ای را از ریشه در بیاوریم همان اول ریشه کن نمی شود و باید آن را به جهات مختلف بلرزانیم.
شگرد شیطان نیز همین است او ابتدا آرام آرام با وسوسه هایش ما را می لغزاند و بعد که ما را سُست کرد و اراده و  اعتقادات ما را ضعیف کرد ما را از ریشه جدا خواهد کرد.

""پند عابد""

""پند عابد""

مرد ثروتمندی به عابدی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
عابد گفت:

بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک بز برایت نقل کنم.

بز روزی به گاو گفت:
مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟…

من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که “هر چه من می دهم در زمان #حیاتم می دهم...

مهم است تا در این #دنیا هستی و زنده ای ببخشی و نه بعد از مرگ ...

درمان بیماری شما با 50 دلار.

یک ایرانی یک کلینیک باز می کند با یک تابلو به این مضمون:
درمان بیماری شما با 50 دلار. در صورت عدم موفقیت 100 دلار پرداخت می شود."
یک دکتر آمریکایی برای مسخره کردن او و کسب 100 دلار به آنجا می رود و می گوید: من حس ذائقهء خود را از دست داده ام. ایرانیه به دستیار خود می گوید: از داروی شماره 22 سه قطره. دکتر دارو را می چشد اما آن را تف می کند و می گوید این دارو نیست که گازوییل است!
ایرانیه می گوید شما درمان شدید!
چون طعم گازوییل را حس کردید و 50 دلار می گیرد
چند روز بعد دکتر آمربکایی برای انتقام بر می گردد و می گوید که حافظه اش را از دست داده است.
ایرانیه  به دستیار خود می گوید: از داروی شماره 22 سه قطره. دکتراعتراض می کند که این دارو که مربوط به ذائقه بود
و ایرانیه  می گوید شما درمان شدید !!!!
و 50 دلار می گیرد.
به عنوان آخرین تلاش دکترچند روز بعد مراجعه می کند و می گوید که بینایی خود را از دست داده است.
ایرانیه می گوید متاسفانه نمی توانم شما را درمان کنم، این 100 دلاری را بگیرید!
اما دکتر اعتراض می کند که این ,یک۵۰دلاری است. ایرانیه می گوید شما درمان شدید و 50 دلار دیگر می گیرد.
ایرانیه  میزنه رو شونه دکتر آمریکایی و میگه :
همیشه از ایرانیا بترس اینو به باراکم بگو.

امتحان شدن شیعیان در آخرالزمان

امتحان شدن شیعیان در آخرالزمان

امام صادق علیه السلام، درباره شدت فتنه‌های زمان غیبت می‌فرماید:

«وَ اللَّهِ لَتُمَحَّصُن؛َّ وَ اللَّهِ لَتُمَیَّزُنَّ؛ وَ اللَّهِ لَتُغَرْبَلُنَّ؛ حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَر»

- به خدا سوگند شما خالص می شوید؛
- به خدا سوگند شما از یکدیگر جدا می‌شوید؛
- به خدا سوگند شما غربال خواهید شد؛
- تا اینکه از شما شیعیان باقی نمی‌ماند جز گروه بسیار کم و نادر.

در این میان کسانی نجات خواهند یافت که:

١- خود را در زمان غیبت به امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف نزدیک و نزدیک تر کنند؛
٢- خود را از رذایل اخلاقی پاک کنند و به صفات حسنه نیکو گردانند(تزکیه نفس کنند).
٣- شناخت امام زمان -عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف- و دعای فراوان برای فرج ایشان، تنها راه نجات در این دوران پر از فتنه است.
(بحارالانوار، ج ۵ ، صفحه ۲۱۶)