لااله الا الله

شیخی بود که
به شاگردانش عقیده می آموخت ،
 لااله الاالله یادشان می داد ،
 آنرا برایشان شرح می داد
 و بر اساس آن تربیتشان می کرد.

روزی یکی از شاگردانش
 طوطی ای برای او هدیه آورد،
 زیرا شیخ پرورش پرندگان را
 بسیار دوست می داشت.

شیخ همواره طوطی را محبت می کرد
 و او را در درسهایش حاضر می کرد
 تا آنکه طوطی توانست بگوید:

 لااله الا الله

طوطی شب و روز لااله الا الله می گفت
 اما یک روز شاگردان دیدند که
 شیخ به شدت گریه  می کند.

وقتی از او علت را پرسیدند گفت :
طوطی به دست گربه کشته شد.

گفتند برای این گریه می کنی؟
 اگر بخواهی یکی بهتر از آن را
 برایت تهیه می کنیم.

شیخ پاسخ داد:
 من برای این گریه نمی کنم.

ناراحتی من از اینست که
 وقتی گربه به طوطی حمله کرد
طوطی آنقدر فریاد زد تا مرد .

 با آن همه لااله الاالله که می گفت
وقتی گربه به او حمله کرد
آنرا فراموش کرد و تنها فریاد می زد.

زیرا او تنها با زبانش می گفت
و قلبش آنرا یاد نگرفته و نفهمیده بود.

سپس شیخ گفت می ترسم
من هم مثل این طوطی باشم
تمام عمر با زبانمان لااله الاالله بگوییم
 و وقتی که مرگ فرارسد فراموشش کنم
 و آنرا ذکر نکنم.
زیرا قلوب ما هنور آنرا نشناخته است!
 
آیا ما لااله الاالله را با دلهایمان می گوئیم

کانال (لاله اى از ملکوت)؛به ما بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/CMVrJj3HXOzeNxJKXcnApg

خلاصه تمام ادعیه

روزی شخصی

خدمت حضرت علی(ع) میرود و میگوید یا امیر بنده به علت مشغله زیاد نمیتوانم همه دعاها را بخوانم،چه کنم؟

حضرت علی(ع) فرمودند:خلاصه تمام ادعیه را به تو میگویم،هر صبح که بخوانی گویی تمام دعاها را خواندی.

الحمدلله علی کل نعمه
و اسئل لله من کل خیر
و استغفر الله من کل ذنب
 واعوذ بالله من کل شر

 خدا را سپاس و حمد می گویم برای هر نعمتی که به من داده است.
و از خداوند درخواست میکنم هر خیر و خوبی را
 و خدایا مرا ببخش برای تمام گناهانم.
 و خدایا به تو پناه می برم از همه بدی ها.

بحارالانوار:ج۹۱ ص۲۴۲
 کانال (لاله اى از ملکوت)؛به ما بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/CMVrJj3HXOzeNxJKXcnApg


« واگن درجه‌ی ۴ »

« واگن درجه‌ی ۴ »

در هند قطارها سه درجه دارند.
در دوران استعمار هند توسط انگلیسی‌ها کوپه‌های درجه‌ی یک ، تنها برای طبقه‌ی حاکم ، یعنی انگلیسی‌ها در نظر گرفته شده بود.
کوپه‌های درجه‌ی دو مخصوص طبقات بالای جامعه‌ی هند بود و کوپه‌های شلوغ و کثیف درجه‌ی سه با صندلی‌های چوبی مخصوص اکثریت مردم هند ، یعنی فقرا را در خود جای می‌داد.

گاندی که وحدت خود را با فقرا از طریق شبیه کردن زندگی خود با زندگی آنها تحقق عینی بخشیده بود , همواره برای پی‌گیری مبارزاتش , با واگن‌های درجه‌ی سه سفر می‌کرد.

وقتی خبرنگاری دلیل این امر را از گاندی پرسید , او به سادگی پاسخ داد:

 « چون واگن درجه‌ی چهار نداریم »

کانال (لاله اى از ملکوت)؛به ما بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/CMVrJj3HXOzeNxJKXcnApg

دست دادن با زن

 دست دادن با زن

 ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﻣﺤﺮﻡ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ ؟ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:

ﺁﯾﺎ ﺗﻮ مے توانی ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﯿﺖ ﺩﺳﺖﺑﺪﻫﯽ؟

ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩاند ﮐﻪ مۍﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ . ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ همه ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ .

ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﭼﺮﺍ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﻮﻫﺎ ﻭ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﻨﺪ، ﯾﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ؟
ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺑﻌﺪﺍ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻮﺩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ :  ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
 
 ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﺩ. ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ می کنند.

کانال (لاله اى از ملکوت)؛به ما بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/CMVrJj3HXOzeNxJKXcnApg

"گاوی که در هندوستان مقدس است"!

سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند
"گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند . همراه فرماندار با تعجب می پرسد؛
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید؛
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد،ولی من نگذاشتم!

 برتراند راسل

کانال (لاله اى از ملکوت)؛به ما بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/CMVrJj3HXOzeNxJKXcnApg