هندوانه خراب
فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت و گفت: هندوانه برای رضای خدا به من بده، فقیرم و چیزی ندارم..
هندوانه فروش در میان هندوانه ها گشتی زد و هندوانه ی خراب و به درد نخوری را به فقیر داد.
فقیر نگاهی به هندوانه کرد، دید که قابل خوردن نیست. سپس مقدار پولی که به همراه داشت را به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه پولم به من هندوانه ای بده..
هندوانه فروش هندوانه خیلی خوبی را وزن کرد و به مرد فقیر داد.
فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان گرفت و گفت:
خداوندا بندگانت را ببین، این هندوانه خراب را به خاطر تو داده و این هندوانه خوب را به خاطر پول!
چاقو...گردن اسماعیل را نبرید.
آتش...ابراهیم را نسوزاند.
نهنگ...یونس را نخورد.
دریا...موسی را نبلعید.
هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت جدا نمی شود.
لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم
با خدا باش و به او اعتماد کن تا پناه و نگهبانت باشد.
امام علی علیه السلام می فرماید:
چقدرموجبات عبرت گرفتن زیاد است و عبرت گیرنده کم است.
تمثیلی از حجةالاسلام رنجبر:
یک سنگریزه در کفش گاه تو را از حرکت باز می دارد ،سنگریزه ها را در یاب !
یک نگاه نامهربانانه به پدر به مادر ، گاه کار همان سنگریزه را می کند .