دختر دارها حظ ببرن:


دختر دارها حظ ببرن:

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم 
می فرماید:
چه خوب فرزندانی هستند دختران
 
هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می سازد؛ و هرکس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه ای استحبابی از او بر می دارد.

هر خانه‌ای که در آن دختر باشد، هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان ارزانی‌اش می شود؛ و زیارت فرشتگان از آن خانه قطع نمی‌گردد، در حالی که در هر شبانه روز برای پدر آن دختران عبادت یکسال نوشته میشود.

دخترداران شاکر باشید و قدرخودتان را بدانید .
/ ارزش یک دختر را خدایی میداند که او را در سنین کودکی برای عبادت برمیگزیند.
پیامبری میداند که فرمود: دختر باقیات الصالحات است.
 امام صادق ع میداند که فرمود:پسران، نعمت‏ اند و دختران خوبى. خداوند، از نعمت ‏ها سؤال مى ‏کند و به خوبى‏ ها پاداش مى‏ دهد .
ارزش دختر را خدایی میداند که هرکسی را لایق دیدن جسمش نکرد.
ارزش دختر را خدایی میداند که به بهترین مخلوقش حضرت محمد ص دختری عطا کرد که هدایت یک جهان به عهده ی فرزندان اوست.
" انا اعطیناک الکوثر "
و این هدیه ی الهی، یک دختر بود.
تقدیم به همه دخترداران.            

مبادا بوسیله جایگاهت به دیگران توهین کنی


بزغاله ای روی پشت بام بود؛

و به شیری که از پایین عبور

می کرد توهین میکرد و 

ناسزا می گفت. شیر گفت:

این تو نیستی که به من ناسزا

می گویی، بلکه این جایگاه توست که به من ناسزا می گوید.

مبادا بوسیله جایگاهت به دیگران

 توهین کنی، که تکیه گاهت با گذر زمان سست شده و فرو می پاشد، آنگاه تو میمانی و آنهایی که تحقیرشان کردی...


خاطره


خاطره 


" یکی از بچه های مجاهدمون یک دونه پرتقالو تو کاغذی سفید گذاشت و به محض اینکه ماشین لشکر اسرائیلی نزدیکشون شد پرتقال رو به سمت اونا پرت کرد ...

 همه روی زمین افتادن و جرأت نداشتن سرشون رو بالا بیارن تا کارشناس خنثی سازی بیاد...

بعد از اینکه مطمئن شدن هیچ خطری نیست بلند شدن و رفتن سراغ اون پرتقال و جمله ای که سید عباس رو کاغذ پیچیده به پرتقال نوشته بود رو خوندن که نوشته بود :

" ما از بمباتون نمی ترسیم ولی شما را از پرتقال ما می ترسید " 


خاطره ی همرزمان شهید سید عباس الموسوی از وی


اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


تمام هستی زهرا ( س)نصیب نرجس شد!


یکی ازمداحان اهل بیت ( آقای سازگار) برای شب شعر ، دعوت شده بودند بیت رهبری!  این خاطره رو تعریف می کردند:

همه ی شاعران ، شعرهای عریض وطویلشون رو خوندند ومورد تشویق جمع قرار گرفتند 

و هر کی بهتر بود به به و چه چه بیشتری می کردند!

تا نوبت به یکی ازشعرا رسید ایشون رو کرد به حضار  و گفت من برای امشب ، یک بیت آوردم.حضار زدند  زیر خنده ... 

جمعیت که ساکت شد ، گفت: 

تازه یک مصرعش هم از حافظ عاریه گرفتم ...

این بار علاوه بر مردم ، خود رهبری هم زد زیر خنده ... اما وقتی آروم شدند خواند:


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد»


همه منتظر مصرع بعدی بودند که خواند:

.

.

.

.

 

 

.

.

.

.

.


تمام هستی زهرا ( س)نصیب نرجس شد!


تا چندین دقیقه صدای تکبیر و صلوات از همه جا به گوش می رسید ...


اللهم عجل لولیک الفرج ...   

ما بخاطر مریضی او مریض میشویم

ما بخاطر مریضی او مریض میشویم 
مردی به نام رمیله تب دار بود؛ هنگام نماز رسید و به سختی غسل نمود و برای نماز جماعت  به مسجد رفت، بعد از نماز جماعت تا از درب مسجد بیرون آمد، امیرالمومنین علی علیه السلام را دید که دست مبارک بر روی شانه های رمیله گذاشت و فرمودند:
"رمیله! دچار تب شدیدی بودی ولی باز هم برای نماز جماعت به مسجد آمدی!"

رمیله متحیر و متعجب شد و عرض کرد: بله سرورم ، اما شما چطور متوجه شدید!؟
امیرالمومنین علی علیه السلام لبخندی زد و فرمودند:

"ای رمیله، هیچ زن و مرد مؤمنی نیست که مریض شود ،مگر اینکه و هرگاه محزون میشود ما بخاطر او محزون میشویم و هر زمان دعا کند ما به او آمین میگوییم و وقتی ساکت باشد مابرای او دعا میکنیم و در هرکجا در مشرق و مغرب ، مرد و زن مومنی باشد ما با او هستیم"

        بصائر الدرجات ج‏1، ص 260

  یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ

ای پدر جان ،برای گناهان ما طلب آمرزش نما، بدرستی که ما خطاکار بوده ایم.